اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

افتادن اولین دندون شیری اهورا

چند وقته یکی از دندونهای اهورا لق شده اما نه خودش بهش دست زد نه ما تا دیروز خودش اومد پیشم و گفت مامان یه چیز سفیدی پشت دندونمه نگاه کردم دیدم دندون اصلیش دراومده با وجود اینکه هنوز دندون شیریش نیافتاده بود قرار شد امروز ببریمش دکتر چون نمیذاشت خودمون درش بیاریم تا اینکه بابام برای کاری اومدخونمون و یهویی براش درش آورد اینم جای دندونت  عزیزم دیگه داری بزرگ میشی.قربونت برم  ...
9 اسفند 1395

تولدت مبااااااارک کوچولوی من

جوجه کوچولومون یک ساله شد عزیزم تولدت مبارک ایشالا سالیان سال درکنار داداشت سلامت و شاد زندگی کنی دیشب برات جشن گرفتیم از اونجا که تولد اهورا هم اول فروردینه و خیلی دوست داشت برای اونم جشن بگیریم دیگه هر دو رو یکی کردیم  خودم نرسیدم عکس بگیرم ازتون بقیه عکسها هم اکثرا جمعی هستن نمیشه اینجا گذاشت اما از کیکتون عکس میذارم     پسرای خوشگلم امیدوارم همیشه خوشحال و سلامت باشین و همینطور عاقبت بخیر خیلی خیلی دوستتون داریم راستی صبح روز تولدت واکسن یکسالگیت رو هم زدیم از اونجا که واکسن یک سالگی اذیت نمیکنه خدا رو شکر هیچ مشکلی نبود یه دندون دیگه ات این روزاس که دربیاد و آب دهنت همچنان آویزونه طوری که تند ...
22 بهمن 1395

چهارمین مروارید

امروز اول بهمن نودو پنج چهارمین دندونتم دراومده از بالا مبارکه عزیز دلم دو روزه اصلا حال خوبی ندارم بخاطر ریزش ساختمان پلاسکو در تهران که جون خیلیها از جمله آتش نشانها رو گرفت خدا به خانواده هاشون صبر بده ...
1 بهمن 1395

سومین مروارید

چند دقیقه پیش دست به لثه پایینت کشیدم(28دی 95) دیدم دندونت بیرون زده اما انگار چند روزی دیر متوجه شدم من همش لثه بالاتو نگاه میکردم آخه ورم کرده و انگار دندونت میخواد دربیاد دیگه از این غافل شدم الان دوتا از پایین دوتا دندون داری یکی بلند یکی کوتاه و یکی از بالا قربوووون قیافه بامزه ات با این دندونا باورم نمیشه کمتر از یه ماه دیگه تولدته.چرا زمان اینقدر زود میگذره   اصلا دوست ندارم این روزها بگذره   ...
28 دی 1395

خروسک

دیشب آریا چند بار سرفه خشک کرد یهویی و بی مقدمه گفتیم ای وای آریا داره سرما میخوره.تو خواب دیدیم اوضاع گلوش داغونه و سرفه های بدی میکنه و به سختی نفس میکشه دیگه صبح فوری بردیمش پیش متخصص گفت خروسک گرفته گفتیم آخه یهویی چرا گفت خروسک همینجوری.حالا نه بیرون رفته نه با کسی که مریضه تماسی داشته نمیدونم این از کجااومد براش دوتا آمپول و یه قرص و دوتا شربت نوشت گفت آمپولها رو بزنه اگه خوب نشد بستری بشه نامه بستریشم نوشت ایشالا احتیاجش بهش نیافته.آمپولشو که زدیم خیلی گریه کرد الهی بمیرم برات عروسکم.به سختی و با خس خس نفس میکشه قبلا دَ دَ و این چیزا میگفت الان نمیتونه امیدوارم فردا حالت بهترشده باشه.امشبم مهمون داریم پسرعموی بابا با زن و...
9 دی 1395

هشتمین سالگرد ازدواج من و بابا

6 دی هشتمین سالگرد ازدواجمون بود چقدر زمان زود میگذره.انگار همین دیروز عروسیمون بود 8سال از اون روز میگذره و ثمره زندگی ما دوتا کاکل زری بودن امیدوارم همیشه کنار هم خوش و سلامت باشیم بابایی وقتی از سرکار برگشت منو با یه شاخه گل و کیک غافلگیر کرد الهی قربونش برم .عزیزم ایشالا همیشه سایه ات رو سر ما باشه.با تمام وجود دوست داریم الهی قربون سه تایی تون برم.زندگی با شما خیلی زیباست   ...
7 دی 1395

دومین مروارید

امروز 4 دی 95 متوجه شدم یه دندون دیگه ات یه خورده بیرون زده البته بنظرم یکی دو روزیه که بیرون زده من دیرتر متوجه شدم اولیت از پایینه و این یکی از بالا بخاطر دندون درآوردنت یه سره آب دهنت آویزونه یا باید تند تند لباسو عوض کنم یا پیشبند ببندم برات یه لحظه هم که آروم و قرار نداری همش آویزونی به مبل ودیوار و گاز و میزتلویزیون همچنان عاشق اهورایی عجیب عاشقانه نگاهش میکنی اگه اونم نگاهت کنه یاصدات کنه جیغ میکشی و خودتو بالا و پایین میندازی اهورای گلمم که صبحها با بابا میره پیش دبستانی و ظهرها ساعت 1 باسرویس برمیگرده اهورا بعد جشن یلدا که از پیش دبستانی برگشت   اینارو هم با گوشی گذاشتم اگه فرصت بشه بعدا عکس...
4 دی 1395